عبدالحسين بينش

42

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)

كنيسه در جامع مذكور به دنيا آورد . اما معتمد از پذيرش اين درخواست آلفونسو خوددارى كرد . سفير يهودى - وزير آلفونسو - رو به ابن عباد كرد و سخنانى چنان نادرست و درشت به زبان آورد كه ابن عباد تحمل نكرد و دواتى را كه در مقابلش بود چنان بر سر آن يهودى كوبيد كه مغزش در حلقومش ريخت . آنگاه فرمان داد كه او را در قرطبه به سر آويزان كردند و پانصد سوار همراهش را ميان فرماندهان سپاه خويش تقسيم كرد و دستور داد كه همهء آن كافران را از دم تيغ بگذرانند . از آن گروه سه تن باقى ماندند . اينان نزد آلفونسو آمده موضوع را گزارش دادند . آلفونسو كه عازم محاصرهء قرطبه بود ، پس از آنكه فهميد معتمد تصميم به جنگ با وى دارد و از فرمان وى سرباز زده است ، براى افزايش شمار نيروهاى خود و نيز تهيه وسايل حصارگيرى به طليطله بازگشت . « 1 » 2 . ابن عباد و ابن تاشفين سقوط طليطله مسلمانان اندلس را به هيجان درآورد و چشم به يارى برادرانشان در كرانه‌هاى مغرب دوختند . شمارى از سرانشان گرد آمدند و نزد قاضى « عبيدالله بن محمد بن ادهم » رفته و گفتند : آيا نمىبينى كه مسلمانان چه قدر خوار و زبون شده‌اند و در حالى كه پيش از آن جزيه بگير بودند ، اينك جزيه‌پرداز شده‌اند ، و ادامه دادند : فرنگيان بر شهرها چيره گشته‌اند و جز اندكى به دست ما نمانده است و اگر اوضاع به همين منوال پيش رود مسيحيت به وضع نخست خويش باز مىگردد . اينك ما تصميمى گرفته‌ايم و مىخواهيم با شما در ميان بگذاريم . گفت : چه تصميمى ؟ گفتند : به اعراب افريقيه نامه مىنويسيم و چون نزد ما آمدند بخشى از اموال خود را به آنان مىدهيم و همراه آنان در راه خدا به جهاد مىپردازيم . گفت : ما از آن بيمناكيم كه چون نزد ما آمدند ، همانطور كه افريقيه را ويران كردند ، شهرهاى ما را نيز ويران كنند و فرنگيان را رها كرده با ما درافتند . اما مرابطون هم از آنها شايسته‌ترند و هم به ما نزديك‌ترند . آنان گفتند : پس به اميرالمسلمين نامه بنويس و از او بخواه كه يا خود از دريا بگذرد و نزد ما بيايد يا هر چه قدر مىتواند نيروى كمكى بفرستد .

--> ( 1 ) . در نفح الطيب ، ج 4 ، ص 358 آمده است : « چون خشم معتمد فرو نشست دربارهء رفتارى كه با آن يهودى كرده است فتوا خواست . فقيه ، محمد بن طلاع ، اين كار را جايز شمرد چرا كه فرستاده با تجاوز از حدّ خود مستوجب قتل گرديده است . زيرا او چنين حقى نداشته است ؛ و به فقيهان گفت : من از آن رو اين فتوا را صادر كردم كه مبادا اين مرد از تصميم خود براى جنگ با دشمن بازگردد ؛ و چه بسا كه خداوند در تصميم او گشايشى براى مسلمانان قرار دهد .